خرید بک لینک
بسم الله کمی طولانی است؛ ولی ارزش سه چهار دقیقه وقت گذاشتن را دارد! سخنان مهم دکتر جلیلی در جمع اصحاب رسانه:✅ امروز همه کسانی که در عرصه فرهنگ و کار رسانه هستند است اذعان دارند که در یک «جنگ رسانهای» هستیم . شواهد این موضوع آنقدر زیاد است که قابل انکار نیست .✅ «فتنه زرد» از مسایل سیاسی تا اقتصادی، رسانهای و... را در بر میگیرد برای همین در بسیاری از اوقات

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم الله


یک
هم زخم مرا ـ خدای من! ـ مرهم ده
هم خواب به چشم مردم بی غم ده...

آن روز به کودکان مولا چه گذشت
مادر که دعا کرد "خدا مرگم ده..."

دو
یک مرد غریب بود و یک قوم عنود
یک خانه ی روشن و در و آتش و دود

یک سرو خمیده بود و یک یاس کبود
یک سرو شکسته ماند و یاسی که نبود

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهقبلاً بیان شد که برای شناخت درست انقلاب اسلامی، باید این پدیده را در بستر تاریخ دید. با وجود اعتراف به بی بضاعتی خودم در این زمینه ـ مثل سایر زمینه ها ـ به نظرم رسید که بد نیست برخی کتابها که به حصول چنین شناختی کمک می کنند در اینجا معرفی شوند. اولین مجموعه ای که در این باره معرفی شد، یک دوره ی مختصر و مفید تاریخ تمدن بود. با مطالعه ی این مجموعه، شنا

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهاین روزها نامه ای که دکتر داوری درباره ی علم دینی نوشته به صورتهای مختلف در فضای مجازی منتشر می شود. متأسفانه این مدل حرفها معمولاً برای عده ی زیادی ایجاد سوء تفاهم می کند. این مدل حرفها، فارغ از درست یا نادرست بودنش، قطعاً سیاسی نیست؛ اما عده ای دوست دارند به قضیه بُعد سیاسی بدهند. همان طور که از آن طرف وقتی داوری #غرب را نقد می کند، نقدش با نقدهای

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهاواخر سال است و معمولاً خواه ناخواه در گیر آمدن سال نو و عید نوروز می شویم؛ دید و بازدید و عیدی دادن و گرفتن.چند سالی است که عیدی دادن در خانه ی ما تغییر کرده. حدود پنج ـ شش سال است که چند روزی مانده به تحویل سال، می روم کتابفروشی و تعدادی کتاب می گیرم؛ برای خردسالها، کودکان، نوجوانان و بزرگترها. معمولاً آخرین پذیرایی از مهمان ها، بعد از شیرینی و چای

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهگاهی به برخی رفقا گفته ام اگر کل کتاب "ارمیا" ی رضا امیرخانی، فقط یک جمله اش بود، باز هم خوب بود. آنجا که بعد از ماجراهایی که باید در کتاب خواند، رفیق ارمیا در زمین فوتبال به او می گوید "دفاع کن"؛ ارمیا می پرسد "از چه دفاع کنم؟!" و زمین را ول می کند و می رود.حالا همین حرف را در مورد "ر ه ش" امیرخانی می زنم... و البته قطعا این به معنی نادیده گرفتن کل

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهفکر می کنم افرادی با نیات مختلف پیگیر حضور زنان در ورزشگاه ها هستند. برخی از فهم زیادشان است (البته منظور از فهم زیاد این است که می دانند برای رسیدن به هدفشان باید چه چیزی را تبدیل به مطالبه ی قشری پر سر و صدا ـ ولو کم تعداد ـ کنند؛ هرچند آن هدف کاملاً نامقدس باشد)؛ عده ای از سادگی شان؛ عده ای از عیش جویی و بی بند و باری شان؛ و...کاری به این ندارم. م

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهبه بهانه ی روز مادریک. بی بی ـ که خدا بیامرزدش ـ هشت فرزند داشته؛ یکی شان در کودکی بیمار می شود و نمی ماند و هفت فرزند دیگر بی بی، هنوز هستند. پدر بزرگم سالها پیش به رحمت خدا رفته؛ طوری که عمویم که حالا بالای پنجاه سال دارد و یکی دو سال است بازنشسته شده، تنها تصویری مبهم از پدرش در ذهن دارد. بی بی بوده و چند بچه، در روستایی با امکانات ابتدایی در بوان

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهخدا را شکر در این هشت سال دانشجویی فقه، این قدر از فقه فهمیده ام که نظر دادن در آن کار بی سوادهایی مثل من نیست. اما متأسفم که خیلی ها این را نمی فهمند...گیرم دخترهایی که در برج میلاد مجلس را گرم کردند، هنوز نه سال نداشتند. و گیرم که رقص کودک غیر مکلف ـ اگرچه ممیز باشد ـ بی اشکال باشد. اما باید به مفتی هایی که مفتی مفتی فتوا می دهند گفت آیا اگر رقص ب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

بسم اللهامروز می نویسد "دخترک هایی که در برج میلاد رقصیده بودند احضار شدند." خبر سنگینی است و مثل بمب صدا می کند: کشاندن دخترهای خردسال به دادگاه. شاید چند میلیون نفر این مطلب را مستقیم یا باواسطه می خوانند. لابد خیلی ها هم ناراحت می شوند و بدبین یا بدبین تر می شوند و فحشی می دهند و...فردا مطلب دیروزش را از صفحه ی اصلی اش حذف می کند و می نویسد مطلبی که دیروز

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

سم الله

بر ساحل شکافته، پهلو گرفته بود
ماهی که از ادامه ی شب رو گرفته بود

آرامشی عجیب در اندام سرو بود
گویی تنش به زخم تبر خو گرفته بود

برخاست، رو به سمت بهاری که رفته بود
آهو عجیب بوی پرستو گرفته بود

دستی به دستگیره ی دروازه ی بهشت...
دست دگر بر آتش پهلو گرفته بود

آن شب چگونه مرگ به بانو جواز داد؟
او که همیشه اذن ز بانو گرفته بود

پشت زمین شکست، خدا گریه اش گرفت
وقتی علی دو دست به زانو گرفته بود

امید مهدی نژاد. کتاب رجز ـ مویه

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت: 20:32

بسم اللهوَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا ٦٤ فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا ٦٥ هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آن که به خواست خداوند از او اطاعت شود، اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه و رفت وآمد با طاغوت] به خود ستم کردند نزد تو می آمدند و از خداوند درخواست آمرزش می کردند، و پیامبر هم برای آنان خواستار آمرزش می شد مسلّماً خداوند را بسیار توبه پذیر و مهربان می یافتند «64» به پروردگارت سوگند! آنان مؤمن [واقعی] نخواهند بود مگر آن که تو را در آنچه میان خود اختلاف دارند به داوری بپذیرند، سپس از داوری ات در باطنشان احساس دلتنگی [و نارضایتی] نکنند و [کاملاً] تسلیم [حکم تو] باشند «65»آیات 64 و 65 سوره ی نساء. ترجمه ی استاد انصاریانپ.ن. پیامبر را می شود نقد کرد؛ ولی این نقد، به نقد خدا می رسد. خدا را هم البته می شود نقد کرد و می شود بر اساس این نقد، دنیا و تمدن ساخت و سیاست نوشت و ریاست کرد. ولی آیا بشر حق دارد هر کاری را که می شود، انجام دهد؟

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 19:48

بسم اللهدر تاریخ قیام سیدالشهداء این نکته در مورد افراد مختلفی نقل شده که به حضرت توصیه و ـ یا به بیان خودمانی تر ـ نصیحت می کردند. می گفتند آقا نروید به سمت کوفه... شما که اهل کوفه را می شناسید... لااقل خانواده تان را نبرید. اصلاً چرا کوفه؟ بروید سمت یمن.از این دست نصیحتها به امیرالمؤمنین هم می شد: معاویه را مدتی نگه دارید تا حکومتتان محکم شود و بعد خدمتش برسید. یا فیتیله ی عدالتخواهی را کمی پایین بکشید تا آتشش دامن خودتان را نگیرد... به امام مجتبی هم توصیه و نصیحت می کردند... به پیامبر اکرم هم همین طور. اینها را تاریخ برای ما نقل کرده.همه ی اینها در تاریخ نقل شده؛ اما یک نکته اینجا مهم است: چه کسانی به معصومین توصیه و نصیحت می کردند و چه کسانی خیر. عبدالله ابن زبیر به سیدالشهداء توصیه می کرد. در تاریخ نوشته اند معاویه هم حضرت را نصیحت و نقد کرده. فلان عابری هم که حضرت را در مسیر کوفه دیده و حاضر به اجابت دعوت امام نشده ایشان را از رفتن به کوفه منع کرده. اینها درست است. اما کسی می تواند فقط و فقط یک توصیه و راهنمایی از حضرت ابوالفضل به امام پیدا کند؟ نسبت بزرگانی چون ابوالفضل و علی اکبر و حبیب و زهیر با امام چه بود جز "تبعیت محض"؟ همان نسبتی که سلمان و ابوذر با نبی اکرم و امیرالمؤمنین داشتند... آیا حضرت ابوالفضل به اندازه ی آن عابر، مردم کوفه را نمی شناخت تا به امام توصیه کند که

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 19:48

بسم اللهإنّما بَدءُ وقوعِ الفِتَنِ أهواءٌ تُتَّبَعُ و آراءٌ تُبتَدَعَ؛ یُخالَفُ فیها کتابُ اللهِ، و یَتَوَلَّی علیها رجالٌ رجالاً علی غَیرِ دینِ اللهِ. فَلو أنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحَقِّ لَم یَخفَ عَلی المُرتادینَ؛ وَ لَو أنَّ الحقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطلِ، انقَطَعَت عنه ألسُنُ المُعاندینَ. وَ لکِن یُوخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و مِن هذا ضِغثٌ، فیُمزَجان! فَهنالِکَ یَستَولی الشیطانُ عَلی اولیائِه و ینجو « الذینَ سَبَقَت لَهُم مِن اللهِ الحُسنی » به راستی آغاز #فتنه ها، هوا هایی است که تبعیت می شوند و نظراتی که به بدعت، گذارده می شوند. در این نظرات با کتاب خدا مخالفت می شود و بر اساس آنها، گروهی از مردمان گروهی را ـ بر مبنایی غیر دینی ـ ولیّ خود می گیرند. پس اگر #باطل ممزوجی از #حق با خود نداشت، بر جویندگان پوشیده نمی ماند؛ و اگر حق دچار ترکیب با باطل نبود، زبان اهل عناد از ـ خرده گیری به ـ آن بریده می شد. اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل گرفته و ترکیب می شوند. اینجاست که شیطان بر دوستان و پیروان خود استیلا می یابد و آنانی نجات می یابند که از مشمول نیکی خدا بوده اند...(خطبه ی 50 نهج البلاغه. ترجمه ی آزاد؛ با نظر به ترجمه ی مرحوم محمد دشتی)پ.ن. خیلی وقتها چیزی که "حق" است، در عمل و با توجه به اقتضائات وجود خارجی و عینی، دچار آمیختگی با "باطل" می شود. باید به خدا پناه برد که مبادا د

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 19:48

بسم اللهیکی از دروس این ترممان در مورد قضاوت بود. کتاب یکی از فقهای معاصر را می خواندیم. این بحث در کتاب مطرح شده بود که آیا می شود غیرمسلمان را در کشور اسلامی قاضی کرد یا خیر. ظاهراً نظر حنفیه این است که این کار اشکال ندارد. در کتاب به نقد و نقل ادله ی حنفیه پرداخته شده بود. یکی از ادله ی حنفیه خیلی جالب بود: عمرو ابن عاص (همان مشاور مشهور معاویه) در مصر این کار را کرده و خلیفه ی دوم هم کارش را تأیید نموده!چرا حنفیه این دلیل را می پذیرند و ما به آن می خندیم؟ چون آنها ـ احتمالاً ـ سنت همه ی صحابه را معتبر می شمرند و ما فقط سنت معصوم را حجت می دانیم... برای ما طنز است که بگوییم عمروعاص فلان کار را کرده پس درست است؛ طنز نیست؟آدم نافهم و خودپسند در تاریخ کم نبوده و نیست. اما رفتار این مدل آدم ها برای ما حجت نیست؛ حتی شاید خیلی از رفتارشان برای ما فایده ای از جنس ادب آموزی لقمان داشته باشد. در نگاه شیعه، تنها رفتار معصومین است که حجت شمرده می شود...باید دید چه کسانی به پیامبر و ائمه نقد می کردند و ایراد می گرفتند؛ سایر معصومین (و یا حتی خواص اصحابشان) یا افراد معمولی (و یا حتی پایین تر از معمولی)؟ و آیا ما می توانیم به استناد رفتار آنها بگوییم می شود معصوم را هم نقد کرد؟ پ.ن. این مطلب دنبال دادن حکم نهایی نیست؛ فقط شاید زاویه هایی را نشان دهد که توجه به آنها بحث را دقیق تر کند. در ضمن

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 19:48

بسم الله وزیر خارجه ی فرانسه ـ که یکی از کشورهای اروپایی است و ما بعد از نومیدی از امریکا فکر کردیم پناه خوبی هستند ـ فرموده اگر ایران در بحث موشکی همکاری نکند، همچنان به تمایل برای توسعه ی سلاح هسته ای متهم خواهد بود. و لابد این اتهام یعنی وعده های کشکی ما رسماً هم کشک.وطن امروز این جمله را گذاشته و تیتر زده "بازگشت به نقطه صفر". ولی فکر می کنم این به یک معنی بازگشت به نقطه ی زیر صفر است. اگر شروع مذاکرات آقای ظریف ـ که زمانی طرفدارانش ذوق زده می گفتند "ظریفه، ظریفه، شش کشور رو حریفه!" ـ نقطه ی صفر حساب شده، باید گفت آن زمان از برکت مجاهدت امثال شهید شهریاری و شهید احمدی روشن، هم قلب اراک را داشتیم و هم مقدار زیادی آب سنگین و اورانیوم غنی شده؛ تأسیسات هسته ای مان هم پلمب نشده بود... همانهایی که شد مایه ی فتح الفتوح دولت ژنرالها و در قبالش این همه دستاورد به دست آورده ایم! (شکوه جشن تولد دو سالگی برجام را ندیدید؟!)البته امیدی ـ به قول دوستی امید احمقانه ای ـ هم وجود دارد که به یک معنی بازگشت به نقطه ای بالاتر از صفر باشد. برخی مسئولان را که نمی دانم چه قدر دنبال کسب تجربه اند؛ اما اگر مردم تجربه ی برجام را فراموش نکنند، شاید توجه کنند که خر همان خر است؛ روزی اسمش امریکاست و روزی اروپا.پ.ن. چه قدر خنده دار ـ البته از نوع خنده ی تلخ تر از گریه ـ است که گاهی برخی آقایون دیپلمات می گو

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 19:48

بسم اللهدانشکده ی ما دانشجوی اهل سنت کم ندارد. اصلاً رشته ای داریم که مختص اهل سنت است. پس طبیعی است که در وضوخانه ببینی کسی دارد به سبک اهل سنت وضو می گیرد یا در نمازخانه دوستانی را ببینی که دست بسته نماز می خوانند.گرچه تا حال تقابلی جدی میان شیعیان و اهل سنت دانشکده ندیده ام، اما قرابت خاصی هم چشمم را نگرفته. انگار دیواری نامرئی بین دو طرف هست.دیروز یکی از سنی های دانشکده مشغول وضو گرفتن بود و به فاصله ی یک متری اش دانشجوی دیگری بود که لابد ادعای شیعه بودن داشت. برادر شیعه مان شروع کرده بود به خواندن یک مداحی؛ که البته شاید بیش تر مدح شیعیان امیرالمؤمنین بود تا مدح حضرت! چندان دقت نکردم تا ابیات را به ذهنم بسپارم؛ ولی مثلا یک جایش خلقت بهشت را هم گویی صدقه ی سر شیعیان می دانست. سواد بحث کلامی کردن را ندارم که بگویم سبب خلق بهشت چه بوده و چه نبوده. این بحث ها باشد برای آنها که سوادش را دارند. اما دو نکته به ذهنم رسید در این باره:یک) اولاً گفت «آن که یافت می نشود، آنم آرزوست!»... شیعه بودن ادعایی است که خیلی از دهان من و امثال من بزرگتر است. بزرگی فرموده بود به جای این حمد که برای روز عید غدیر وارد شده که «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین...» باید بگوییم «اللهم اجعلنا من المتمسکین...». اگر شیعه سلمان بود، ما چه کاره ایم؟ واقعیت این است که من خودم گاهی وقتی می خ

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهامروز با یکی از رفقا رفتیم و اشنوگل را دیدیم. حدود یک سال بود که سینما نرفته بودم؛ آن وقتی که یتیم خانه ی ایران روی پرده بود.در وانفسای سینمای ایران، این فیلم ها غنیمت است و دست کم می شود بعد از چند ماه رفت سینما. شاید حداقل فایده ی دیدن این جور فیلم ها هم حمایت از جریانی باشد که پای ارزش ها ایستاده اند؛ گرچه میان سینماگران غریبه باشند و سانسور شوند. حتماً سعی کنید فیلم را ببینید.تقریبا با نیم ساعت تأخیر رسیدیم و اوایل فیلم را ندیدیم.از قسمت هایی که دیدیم یک جمله اش چشمم را گرفت:در جنگ، راحت ترین کار کشته شدن است و سخت ترین کار جنگیدن...

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهچند هفته قبل یکی از رفقا جمله ای به نقل از استاد میرباقری برایم فرستاد. جواب دادم این جمله تحریف شده و اصلش این بوده... بحثی از آیت الله میرباقری را طوری تقطیع کرده بودند که انگار ایشان گفته بود عاشورای سال بعد خبرهایی است (و این خبرها هم لابد یعنی ظهور!). در حالی که اصلا بحث ایشان چیز دیگری است.چند روز قبل بنده خدایی مطلبی فرستاد درباره یک فضانورد که گفته از روی ماه ـ به گمانم ـ فقط هشت نقطه ی زمین را روشن دیدم و بعد متوجه شدم که اینها مکه و مدینه و نجف و... بود. جز این، آن بالا به صورت مداوم صدای اذان می آمد و من مسلمان شدم.یک جستجوی ساده در اینترنت نشان داد که این خبر، شایعه بوده.امروز صبح مطلبی دیدم به نقل از سفینة البحار مرحوم شیخ عباس قمی. ما هم که بی کاریم! رفتم و هرچه گشتم آن مطلب را در سفینة البحار نیافتم. کلمات کلیدی ای از متن را هم در نرم افزار جامع احادیث سرچ کردم؛ خبری نبود که نبود. پیام داده ام به نویسنده آن کانال. جواب می دهد من از جای دیگری گذاشته ام. البته بدون هیچ لینک یا آدرسی! جالب این که این کانال بیش از دوازده هزار عضو دارد. ببینید یک حرف سست با چه سرعتی پخش می شود.چند دقیقه قبل می بینم در کانال شهید آوینی مطلبی نوشته که به دست نوشته ی یک دبیرستانی شبیه تر است تا شهید آوینی! و نوشته که این مطلب دارد پخش می شود به اسم شهید آوینی در حالی که شهید اصلا چنی

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم الله اوایل کار که این سیم کارتم را گرفته بودم، شماره ی خودم (همان سیم کارت) را در گوشی ذخیره کرده بودم و جای اسم نوشته بودم "خودم" و جلویش هم یک علامت تعجب گذاشته بودم. یکی از رفقا گفت واقعاً هم علامت تعجب می خواهد... تا مدتی شماره را حفظ نبودم و مثلاً اگر می خواستم شماره ام را به دوست جدیدی بدهم، یا شماره ی او را می گرفتم و تک می زدم مثلاً، یا از روی دفتر تلفن گوشی ام شماره ی خودم را برایش می خواندم. کم کم شماره را حفظ شدم و شاید چند سال بود که مشکل خاصی پیش نیامده بود. شماره ی سیم کارت دومم را هم حفظ شدم... گمانم از دو سال پیش که گوشی ام را هم که عوض کردم دیگر شماره ی خودم را ذخیره نکردم!امروز رفته بودم دنبال یک کار اداری. گفت شماره موبایل. شروع کردم به گفتن... حرف کوتاهی وسط حرف آمد و خواستم ادامه بدهم که دیدم شماره را درست یادم نیست. با تکرار و تردید شماره را گفتم. خدا را شکر در این شهر پر عجله هم که خیلی راحت نمی شود به کارمندی گفت بگذار مطمئن شوم! همین طور که کارمند داشت اطلاعاتم را وارد سیستم می کرد با سیم کارت دومم یک پیامک به شماره ای که به کارمند داده بودم فرستادم تا ببینم به خودم می رسد یا نه! شکر خدا رسید و مجبور نشدم به کارمند بگویم شماره را اشتباه دادم...بعد از این ماجرا، شماره ی هر دو سیم کارت را روی گوشی ذخیره کردم و نوشتم "خودم" و "خودم 2". اما این بار دیگر ج

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهسه ـ چهار سال قبل بود که آقای روحانی و برخی اطرافیان و رسانه های حامی اش، گه گاه دم از به "همه پرسی" گذاشتن مذاکره با امریکا می زند. این مدل حرفها فارغ از این که چه قدر مبنای محکمی داشته باشد، خواسته یا ناخواسته یک جور روشنفکر بودن را نشان می دهد و غالباً هم به کام عوام الناس شیرین می آید (در این باره قبلاً مطلبی نوشته بودم). حالا دیگر شاید "سودمند بودن مذاکره با امریکا" و "قابل اعتماد بودن این دولت" و "لزوم خوش بینی به دنیا و مذاکرات" برای درصد زیادی از مردم به بداهت چند سال قبل نباشد. اما هنوز راه برای حرفهای روشنفکرانه و موافق ذائقه ی کف جامعه باز است؛ مثلاً پر رنگ کردن حقوق شهروندی. لابد اگر کسی هم نقدی داشته باشد می شود مخالف حقوق مردم!بگذریم. این روزها یکی از دغدغه های مردم، برخی خبرهایی است که از لایحه ی بودجه می رسد. مثل بنزین 1500 تومانی یا قطع یارانه تعداد زیادی از مردم. این جا شاید بشود یک سؤال از آقای روحانی پرسید: چرا در این چیزها دم از همه پرسی نمی زنید؟ چه اشکال دارد از مردم ـ حتی نه همه ی مردم، بلکه از همان هایی که به شما رأی دادند ـ یک نظرخواهی فراگیر بکنید؟ با منطق شما، لابد مردم در اینجا هم می توانند خیر خود را بفهمند.پ.ن یک. روحانی و جهانگیری و تیم شان، در دوره انتخابات کم از برنامه ی اقتصادی داشتن دم نزدند. یک سؤال ساده ی دیگر: آیا در آن برنامه می دانس

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهخروجی اضطراری خوابگاه، دقیقاً کنار در اتاق ماست؛ انتهای راهرو. در این یک سال و چند ماهی که این جا هستیم، همیشه ی خدا این در بسته بود. گاهی فکر می کردم اگر اتفاقی بیفتد چه؟ گاهی هم به ذهنم می رسید که احتمالاً کلید پیش فرد زحمت کشی است که این جا را نظافت می کند. ناگفته نماند؛ از بسته بودن در هم چندان ناراضی نبودیم. رفت و آمد کمتر، سر و صدای کم تر!دیشب قبل از ساعت دوازده بود که تهران لرزید. در هم که طبق معمول بسته بود. عده ای پا به دو گذاشته بودند و از در اصلی فرار کردند.حدود ساعت یک بود که داخل اتاق خوابیدم. بیشتر از حال طبیعی طول کشید که خواب بروم. حدود دو و نیم بیدار شدم و قبل از اینکه دوباره خواب بروم، سر و صدایی شنیدم. متوجه شدم کسی از طرف تأسیسات و این چیزها آمده که در اضطراری را باز کند. جالب است که بنده ی خدا شاید بیشتر از نیم ساعت با چکش و ابزار دیگر، با در درگیر بود تا توانست بازش کند. با آن قدر سر و صدا و ضربه و... که اعتراض همسایه ها را به دنبال داشت! این هم خروجی اضطراری!خدا می داند چه قدر موارد مشابه داریم که اگر زلزله کمی شدیدتر بود، تلفات را چند برابر آنچه باید می کرد.

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهامروز بیا و سر به سجاده گذارچون ابر ـ به یاد روز باران ـ تو ببارما منتظر هواشناسان هستیمای دشت! خودت نماز باران بگزار...به یاد قدیمی هایی که مثل ما اسیر بت علم مدرن نبودند... و وقتی می دیدند خشک سالی جدی ست، برخلاف ما که چشم مان به پیش بینی این سازمان و آن سایت است، راه می افتادند و نماز باران را با آدابش می خواندند... و آن قدر مطمئن بودند که با خودشان چتر هم می بردند... پ.ن. عنوان مطلب، بریده ای است از شعری از نیما یوشیج: قاصد روزان ابری داروک! کی می رسد باران؟

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهدر برخی کتب کلامی و فلسفی استدلالی برای ضرورت نبوت اقامه شده که این روزها خوب درک می شود. این استدلال را جناب بوعلی نیز در نمط نهم اشارات و تنبیهات آورده. خلاصه و ساده ی استدلال این است: آدمی زندگی اجتماعی دارد و زندگی اجتماعی نیازمند نظم است و نظم متوقف بر وجود قواعدی نظم دهنده. این قواعد را باید کسی تعیین کند که خود، ذی نفع نباشد (و البته علم و... هم داشته باشد). حالا چه کسی است که قطعاً از این قواعد نه ذی نفع است و نه می خواهد با اینها از خودش ضرری را دفع کند؟ خدا. و خدا هم این قواعد را از طریق انبیاء به انسان ها می رساند...خوب؛ لابد عقلای عصر جدید در این استدلال یا یک سری مبانی دیگر با جناب ابوعلی سینای ما اختلاف داشته اند که قائل به دموکراسی و پارلمان و قانون و... شده اند. و در این فضا، استدلال ابن سینا ـ شاید بهتر از زمان خودش ـ فهم می شود. وقتی مثلاً مجلس یا هیأتی از مدیران و... قانون هایی وضع می کنند که قرار است بر خودشان حاکم باشد. در این وضع اگر فرد در بند هوای خود باشد ـ که از این دست افراد، از فراوان ترین گونه های انسانها هستند ـ هوایش حاکم بر قانونی می شود که قرار است بر خودش حاکم باشد! فکرش را بکنید: فردی در بند شکم و رفاه پرستی خودش باشد و بخواهد سرنوشت بیت المال مسلمین را با رأیی تصویب کند! چه چیز می خواهد این فرد را قانع کند که نان شب برخی مردمی که در چند ک

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهبریده هایی از انجیل برنابا؛ به بهانه ی میلاد حضرت مسیح.[عیسی فرمود] آیا نمی دانی خدمت به خدای واجب است که مقدم داشته شود بر پدر و مادر؟ (فصل نهم)پس چون شیطان رفت، فرشتگان آمدند و تقدیم نمودند برای یسوع [= عیسی] هر آنچه محتاج بود... آن گاه [طایفه] خواهش نمودند از او که بماند با ایشان؛ زیرا کلمات او مانند کلمات کاتبان نبود، بلکه اثرکننده بود. (فصل سیزدهم)اما یهودای اسخریوطی؛ پس [عیسی] او را وکیل قرار داد بر آنچه داده می شد برای صدقات؛ که او [= یهودا] پس می ربود [= می دزدید] ده یک [= یک دهم] را از هر چیزی. (فصل چهاردهم)[عیسی] فرمود شما خود نیستید که مرا اختیار نموده اید؛ بلکه من شما را اختیار نموده ام تا شاگرد من باشید. پس هر گاه جهان شما را دشمن بدارد، حقا که شما شاگردان من خواهید بود؛ زیرا جهان همیشه دشمن بندگان و خدمتکاران خدای بوده. (فصل هجدهم)پ.ن. اجیل بَرنابا جزء چهار انجیلی که معمولاً مسیحیان آنها را دارند و می خوانند نیست. خدا داند؛ برخی می گویند به خاطر ارتباط زیادی که با اسلام دارد حذف شده. در کتاب رحمت واسعه، سخنی از آیت الله بهجت ره در مورد انجیل برنابا و تطابق های عجیب و زیادش با روایات خودمان آورده شده. البته این کتاب هم مانند سایر انجیل های موجود، گفته ها و خاطرات اصحاب حضرت عیسی است و نه کتابی آسمانی؛ بنابراین نمی شود چشم بسته همه چیزش را پذیرفت. آن طور که صریح

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم الله

زلزله ی تهران، زلزله های کرمان، زلزله ی کرمانشاه، زلزله ی بم...
حتی زلزله ی موعود تهران
همه ی اینها پیش لرزه اند.

فرمود: إذا زُلزِلَتِ الأرضُ زِلزالَها... زلزله این است.

پ.ن. قطعاً باید نکات ایمنی درباره ی آن زلزله را هم بدانیم و رعایت کنیم.

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57

بسم اللهنزدیک انتخابات، بارها دیده ایم که خبرنگاری از مردم می پرسد توقع شما از کاندیدها چیست؛ و خیلی ها جواب می دهند «از کاندیدها می خواهیم شعار غیر عملی ندهند» و از این نصیحت های خوبی که کاش شنیده می شد!باید به مردم گفت که آن چه ما می گوییم را، این برادران نامزد بسیار بهتر از ما بلدند و شاید بتوانن

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: پنجشنبه 17 فروردين 1396 ساعت: 9:56

بسم اللهشاید به مناسبت سالگرد نامه... و حتماً با تناسب این نامه با روزگار امروزمان...بسم الله الرحمن الرحیمجناب آقای منتظریبا دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشتهاید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم میدانم؛ خدا را

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1396 ساعت: 6:28

بسم اللهصحبت های اخیر یکی از وزرا در سیمای اصفهان، این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفت و این توجه بی راه و ناحق نبود. این که وزیر گفته به من گفته شد تو سید هستی و بیا وزارت را بپذیر... بعد از آن که وزیر (که آن موقع وزیر نبود) گفته بود تخصصی در این حوزه ندارم.اما به نظرم یک قسمت دیگر اظهارات ایشان هم

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 فروردين 1396 ساعت: 6:28

بسم الله


تقویم دروغ است؛ چنین نیست بهار
این گونه غریب و دل غمین نیست بهار


سیاره ی رنج، هم چنان دل مرده است
پاییزِ بزک کرده ـ یقین ـ نیست بهار


بیست و دوم اسفند نود و پنج

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمیان تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی